السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

75

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

چون سهم ما ز روزى دنيا مقدّر است * زيباتر آن كه حرص طلب در دلش بكاست چون جمع مال عاقبتش ترك گفتن است * مالى چنين بخيل شدن بهر وى چرا است ؟ راوى گفت : حسين عليه السّلام نامه‌اى به سليمان بن صرد خزاعى و مسيّب بن نجبة و رفاعة بن شدّاد و جمعى ديگر از اهل كوفه نوشت و نامه را بوسيلهء قيس بن مصهر صيداوى فرستاد قيس كه به نزديك دروازهء كوفه رسيد حصين بن نمير كه از نزديكان عبيد اللَّه بود راه بر او بگرفت تا او را تفتيش كند قيس كه خود را در خطر ديد نامه را بيرون آورده و پاره پاره كرد حصين او را با خود بنزد عبيد اللَّه بن زياد برد چون در برابر او ايستاد ابن زياد به او گفت : كيستى ؟ گفت : مردى از شيعيان امير الحسن و فرزندش ، گفت : نامه را چرا پاره كردى ؟ گفت : تا تو از مضمونش آگاه نگردى ، گفت : نامه از كه بود و بكه بود ؟ گفت : از حسين بود